كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

50

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

عقيده كه هرگونه احترامى براى اسلام نوعى فساد فرهنگى محسوب مىشود ، مرا يك منافق خواهد خواند . او مىنويسد : اجتماعات مسلمانان نفرت‌انگيز به نظر مىرسد . . . چون بىهويت است بىهويت به نظر مىرسد . . . هر غربى كه جامعه مسلمانان را تحسين نمايد درحالىكه با ارزش‌هاى فرهنگى غرب زندگى مىنمايد يا به اين كار تظاهر مىكند يا انسان جاهلى است يا مجموعه‌اى از هر دو است . او نتيجه‌گيرى مىكند : جامعه اعراب مريض است ، و مدت مديدى است كه اين مريضى ادامه دارد . در قرن گذشته ، متفكر عرب سيد جمال افغانى « 1 » نوشت : « هر مسلمانى مريض است ، و تنها مداواى او قرآن است . » اما متاسفانه بايد گفت كه با مداواى بيشتر اين مريضى شدت مىيابد . 39 اما تمامى منتقدين هم روش برخورد صليبى را در پيش نمىگيرند . خيلى از متفكرين ما در قرن اخير سعى بر روشنگرى و شفاف نمودن فهم ما از اسلام برآمده‌اند ، بطور مثال : لوئى ماسينيون « 2 » ، اچ . اى . آر . كيب « 3 » ، هانرى كربن « 4 » ، آنه‌مارى شيمل « 5 » ، مارشال جى . اس . هادسون « 6 » ، ويلفرد كانتول اسميت « 7 » ، همگى اين متفكرين دنباله‌رو پيتر محترم « 8 » و جان سگوويا « 9 » بوده ، و براى جنگيدن با تعصبات ، راه تحقيق را پيش گرفته‌اند . دين در طى قرون و اعصار هميشه زمينى براى كاشت و برداشت‌هاى فكرى بشر بوده است . ممكن است كه مردمان در بيان آرمان‌هاى مذهبى خود چنان كه بايد موفق نشده باشند ، ولى اين آرمان‌ها هميشه انگيزه‌اى براى پيروى از عدالت ، مروت ، دوستى و احترام به ديگران بوده كه بدان وسيله معيار مشخصى براى سنجيدن رفتار افراد به وجود مىآيد . مطالعه‌اى جدّى در مورد اسلام نشان مىدهد كه طى 1400 سال قرآن تأثيرات عميق و جدى خود را بر روى

--> ( 1 ) - Jamal Al Afghani ( 2 ) - Louis Massignon ( 3 ) - H . A . R Gibb ( 4 ) - Henri Corbin ( 5 ) - Annemarie Schimmel ( 6 ) - G . S . Hodgson ( 7 ) - Wilfred Contwell Smith . ( 8 ) - Petter the venerable ( 9 ) - John of Segovia